ذهن‌های شکست‌خورده، ملت‌های گرفتار: چرخه‌ای که تکرار می‌شود

واکاوی وضعیت ملت‌هایی که در گذشته‌های پرآشوب گرفتار مانده‌اند، نشان می‌دهد که وقتی رهبران یک جامعه با خود، با همسایگان و با جهان پیرامون در تعارض دائمی باشند، ریشه این بحران را باید در فقدان حافظه تاریخی سالم جست‌وجو کرد. چنین ملت‌هایی توان سازگاری با چالش‌های امروز را از دست می‌دهند و برای فرار از دردهای واقعی، به گذشته‌ای پناه می‌برند که نه راه‌حل دارد و نه امید. هر پدیده نو را تهدید می‌پندارند و تاریخ خود را در معرض نابودی می‌بینند. ترس از تکرار گذشته و هراس از آینده‌ای نامعلوم، بر رفتار و تصمیم‌های آنان سایه می‌افکند و جامعه را در وضعیت استرس جمعی و فشار روانی مزمن نگه می‌دارد.

در چنین فضایی، مردم پیوسته در حال فریاد و اعتراض‌اند و رهبران تصمیم‌هایی احساسی و واکنشی می‌گیرند. برای رهایی از ترس‌ها و ناکامی‌های خود، مشکلات را به بیرون نسبت می‌دهند تا احساس بی‌گناهی و رهایی کنند و از مواجهه با دردهای امروز و زخم‌های دیروز بگریزند.

این ملت‌ها با شعار دشمن‌خوانی و بدگمانی به دیگران، حتی به یکدیگر نیز اعتماد ندارند. افراد جامعه همدیگر را متهم، خائن یا وابسته می‌خوانند و به جای همدلی، در پی حذف و تخریب یکدیگرند. این بی‌اعتمادی مزمن، بازتاب همان تجربه‌های خونین تاریخی است که هنوز التیام نیافته و ترس از آینده‌ای مبهم را تشدید می‌کند. رهبران چنین جوامعی خود را ناتوان از حل بحران‌ها می‌دانند و ملت‌شان را قربانی منافع دیگران می‌پندارند. در نتیجه، نقش قربانی‌بودن به یک هویت جمعی تبدیل می‌شود.

در چنین شرایطی، مردم انتظار دارند دیگران برایشان امنیت، رفاه و ثبات بیاورند. به توانایی خود باور ندارند و چشم به مداخله خارجی یا نهادهای بین‌المللی می‌دوزند تا راه خروج از بحران را برایشان ترسیم کنند. رهبران نیز به جای نقش‌آفرینی، تنها نظاره‌گر می‌شوند و ملت‌شان در چرخه قربانی‌شدن باقی می‌ماند.

در جهان امروز، منافع و قدرت بر روابط بین‌الملل حاکم است و نه آرمان‌های عدالت‌محور. به همین دلیل، ملت‌هایی که در نقش «قربانی» ظاهر می‌شوند، در نظام جهانی نه به‌عنوان انسان‌های صاحب اراده، بلکه به‌عنوان عددی در محاسبات قدرت دیده می‌شوند؛ همان‌هایی که روزگاری برده نامیده می‌شدند و امروز «هزینه تأمین امنیت و رفاه جهان اول» تلقی می‌شوند.

با توجه به این واقعیت‌ها، می‌توان گفت ملت‌هایی که در نقش نظاره‌گر و قربانی باقی مانده‌اند، بر سرنوشت خود حاکم نیستند؛ سرنوشت آنان را دیگران رقم می‌زنند. بحران‌های تاریخیِ انباشته و بحران‌های مصنوعیِ امروز که قدرت‌های بزرگ در جهان سوم ایجاد می‌کنند، نمونه‌های روشن این وضعیت‌اند؛ از جمله در کشورهایی مانند فلسطین، افغانستان، عراق، سوریه و اکنون ایران.

دکتر خالدین ضیائی؛ رئیس اندیشکده گفتمان تعلیمی ملت افغانستان


peg5z